سکس منحصر به فرد

رژ لبمو پاک کردم گفتم شاد از مزه اش خوشش نیاد…
با استرس گوشیمو چک کردم دیدم اس داده که « دوش گرفتم…تا نیم ساعت دیگه اونجام»..وای تو دلم آشوب بود هم استرس هم کلی حشر و هوس و وسوسه……ولی بوی تنش که یادم مییوم فکر بوییدن و بوسیدنش آرومم می کرد…همیشه برای سکس با کسری کلی خیال دارم که عملی نمیشه..Sad…یکم لوسیون برداشتم و مالیدم به پاهام از مچ تا بالای زانو وشلولرکمو کشیدم پایین، یکمی رونام..به بازوهامم مالیدم که وقت سکس تنم لغزنده باشه..نه که یکم چاقم من..حرکتم کنده … گفتم با لغزش راحتش کنم…

 

برای مطالعه ادامه داستان کلیک کنید.

داستان سکسی مجتمع نوشین

اون روز طبق روال همیشگی به شهرداری منطقه رفته بودم . روز شنبه بود و ازدحام جمعیت بیداد میکرد . به واسطه چند سال رفت و آمد ، با اکثر کارمندای واحد شهرسازی و درآمد و طرح تفصیلی و بیشتر آدمای کار راه انداز شهرداری منطقه رفاقت نسبی پیدا کرده بودم . مردم اون ور پیشخون با گفتن : آقا ، آقا سعی در جلب توجه کارمند مورد نظر به سمت خودشون داشتن . منم اینور پیشخون و به دور از ازدحام در مورد یکی از املاک شرکتی که براش کار میکردم( لباس فرم شرکت تنم بود) در حال صحبت با یکی از کارکنان طرح تفصیلی بودم . بعد از اتمام حرفامون ، میخواستم برم ته سالن پیش معاون شهرسازی که صدای یه خانم که داد میزد : آقا ، آقا نظرمو به سمت خودش جلب کرد . خانمی بود با قد متوسط و پوست برنزه که یه آتل دور گردنش بسته شده بود . با کمی مکث گفتم : بفرمایید . …. آقا ببخشید ، برای تمدید جواز کجا باید مراجعه کنم ؟ پیشخون مربوطه رو بهش نشون دادم و رفتم دنبال کار خودم .

 

برای ادامه داستان کلیک کنید.

اولین سکس من و نامزدم

من اسمم عسل هست و 20 سالمه
اين ماجرا ماله يك ماهه پيشه
من الان تقريبا ۴ ماه هست كه با حميد نامزدم
نامزدم توى يك شهر ديگه زندگى ميكنه و اومده بود تا منو ببينه
من مدرسه بودم
زنگ خورد واى خدا چى ميديدم؟
شوهرم اونم دم مدرسه
انگار دنيا تو دستام بود
سريع رفتم و سوار ماشين شدم بعد رفتيم سمت خونه توى راه تو دهن شوهرم غذا ميزاشتم
رسيديم نزديك خونه
نزديك خونه يكى از كوچه هاى كم تردد رو انتخاب كرديم و شوهرم ماشين و زد كنار شيشه ها دودين واسه همين توى ماشين ديد نداره
اول همو بغل كرديم و كلى قربون صدقه ى هم رفتيم و از دلتنگى هامون حرف زديم و بعد اروم اروم لب گرفتيم
لب گرفتنمون عميق و عميقتر ميشد …..
برای مطالعه ادامه داستان کلیک کنید.

داستان سکسی دلشکسته

سلام نمیدونم از کجا شروع کنم چون اولین باره میخوام بنویسم اول اینکه این داستان سکسی نیست این داستان زندگی منه و کاملأ عاشقونس که حدود یه سال پیش استارت خورد میدونم جاش اینجا نیست شما ببخشین من یه پسر ۲۱سالهو خوشکل هستم طوری که تو خیابون راه میرم همه دخترا نگام میکنن اما هیکل جذابی ندارم میخوام از اول زندگیم شروع کنم خانواده صمیمی و فداکاری دارم اما از نظر مالی وضعمون خوب نیست

 

برای ادامه داستان کلیک کنید و حال کنید.

داستان سکسی عجل معلق

زیاد اهله نوشتن طولانی نستم اما این ماجرا رو که براتون تعریف میکنم جز حقیقت چیزه دیگری نیست..اسم من مهدی و الان 21 سالمه و دارم میرم تو 22..قیافه خوشگلی ندارم یعنی زشتم نیستم قیافم جذابه..خوب بگزریم و بریم سراغ داستان..دقیقا داستان من از زمانی شروع میشه که ما رفتیم شهرستان خونه مامان بزگم تقریبا میشه گفت من17 سالم بود…من و مامانم و فامیلامون تو حال دراز کشیده بودیم و ماهواره داشت یک فیلم ترکیه ای نشون میداد که دقیقا یادمه که مرده کناره ساحل زنش رو میمالونه و ازش لب میگیره

 

برای مطالعه ادامه داستان کلیک کنید.